Sois autocorrecteur!


جلسه ی پایانی کلاس وراندا در سال نود و هفت را در عجیب ترین شکل آب و هوایی تهران تجربه کردیم. دو ساعت ابتدایی کلاس، آسمان صاف و آفتابی بود و می شد روشنی بهارِ در راه را که از پنجره های کلاسمان به داخل می آمد احساس کنیم و آنقدر از هوای آفتابی پشت پنجره خوشمان آمد که تصمیم گرفتیم دو ساعت بعدی کلاس را در حیاط کوچک خانه موزه ی بتهوون سپری کنیم. اما بعد از چند دقیقه روی دیگر بهار را دیدیم! باران های درشت و ناگهانی آخر اسفند، یعنی بهار دیگری در راه است. این اولین بهاری است که وراندا به خود می بیند.
کلاس را با ارزشیابی خود شروع کردیم. هر زبان آموزی باید برگه های ارزشیابی را صادقانه و بدون هیچ رو دربایستی پر می کرد. بخش مهمی از یادگیری هر زبانی این است که بعد از چند درسی که یاد می گیری به عقب برگردی و ببینی واقعا چند درصد از هر آنچیزی را که یاد گرفتی، می توانی عملا به کار ببری. پر کردن فرم های خودارزیابی یک حسن بزرگ دارد و آن هم اینکه به عینه می بینی نقاط ضعفت کجاست و چه مهارت هایی هنوز احتیاج به تقویت شدن دارند. خیلی از ما هنوز هم از دانسته های نصفه نیمه و تکمیل نشده ی خود ضربه می خوریم. افعالی که هنوز در صرف کردنشان مشکل داریم، کلماتی که هنوز اشتباه تلفظ می کنیم، گرامری که بخشی از آن را به یاد داریم و بخشی دیگر را از یاد برده ایم و به رغم تغییر سطح زبان، هنوز هم اشکال های کوچکی از سطوح قبلی را با خودمان به سطح های بالاتر می بریم. اما چه طور می شود به این نتیجه رسید که دقیقا در چه مبحثی دچار مشکلیم؟ تنها با نمره دادن به خود در هر مهارت و سعی در تکمیل توانایی ها در بخش هایی که در آن کمی ضعیف تریم. تنها در این صورت می توانیم مشکل را شناسایی و حل کنیم.
در بخش دیگر کلاس، استاد تاکید می کند که باید هر کدام از زبان آموزان راهکارهای مناسب خودشان را برای یادگیری هر چهار مهارت نوشتن، خواندن، شنیدن و بیان کردن یادداشت کنند. هر کس بنا بر علاقه ای که دارد، راهکارهای ویژه ای می دهد. از جایگزینی کلمات فرانسه در گفتگوهای روزمره تا تهیه کردن فلش کارتها. بچه ها با هم راهکارهای احتمالی یادگیری هر مهارت را در میان می گذارند و طولی نمی کشد که برای هر مهارت چند راهکار یادگیری داریم.
دو ساعت دوم کلاس را به یادگیری صفاتی برای توصیف محله ی خود می پردازیم. محله، شهرهای مورد علاقه، کشورهایی که برای هر کدام از ما جذاب ترند و علت جذابیتشان را با صفت هایی که در کلاس یاد می گیریم پیوند می زنیم و به یادگیری بخش های مختلف یک محله، ایستگاه مترو، سینما، آرایشگاه، هتل، سبزی فروشی، بقالی و… می پردازیم. کلاس رو به پایان است. آسمان ابری شروع به باریدن می کند. هیچ کداممان تا به حال تهران را این قدر پریشان ندیده بودیم.
کلاس تمام شده، استاد برای هر کدام از ما کارت تبریک سال نو آماده کرده، کارتهای کوچک نقاشی که روی آن نوشته شده:
Joyeux Norouz
این اولین سالی است که بچه های #کلاس_وراندا عید را به هم تبریک می گویند. این اولین نوروزی است که وراندا به خود دیده و فردا، اولین روز از کلاس وراندا در سال نود و هشت خواهد بود.

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید