Élever
رشد و پرورش دادن/ افزایش دادن/ بالا بردن

Élever quelqu’un/ quelque chose
چیزی یا کسی را پرورش دادن

مثال
.Ma grand_mère a élevé six enfants
مادربزرگم شش تا بچه بزرگ کرده.

Élever quelqu’un à quelque chose
ترفیع دادن کسی در چیزی

مثال
.Le directeur a élevé Luc au poste de chef du personnels
مدیر، لوک را به ریاست پرسنل، ترفیع داد.

Élever quelque chose de quelque chose
چیزی را تا چیزی( یک واحد اندازه گیری یا یک مجموعه) بالا بردن

مثال
. Les maçons ont élevé ce mur de deux mètres
بناها این دیوار را تا دو متر بالا بردند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید