Comprendre
فهمیدن/درک کردن/شامل شدن/دریافتن

Comprendre quelqu’un/ quelque chose
فهمیدن چیزی/درک کردن کسی

مثال
.Fabine ne comprend pas l’allemand
فابین آلمانی نمی فهمه.

Comprendre à quelque chose
فهمیدن چیزی

مثال
.Il ne comprend rien à la langue de Goethe
از زبان گوئت چیزی حالیش نمی شه.

Comprendre ce que + indicatif
چیزی را متوجه شدن/ فهمیدن

مثال

. Il ne comprend pas ce qu’on lui dit en allemand
او متوجه چیزی که اونها به آلمانی می گن، نمی شه.

Comprendre comment/ quand/pourquoi/où + indicatif
فهمیدن اینکه چگونه/ چه زمانی/ چرا / کجا

مثال
!Je ne comprends pas comment il a pu vivre un an à Berlin
نمی فهمم که او چه طور تونست یک سال در برلین زندگی کنه!

Comprendre que + subjonctif
قبول کردن/ پذیرفتن

مثال
.Je comprends que l’allemand soit une langue difficile
قبول دارم که زبان آلمانی زبان سختیه.

Comprendre que + indicatif
متوجه بودن/ دانستن

مثال
.Je comprends surtout que Fabin n’est pas doué pour les langues
می دونم که فابین در یادگیری زبان با استعداد نیست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید