مطالب توسط میترا فرهمند

, ,

معنا و کاربرد فعل Mettre

Mettre قرار دادن/ گذاشتن/ پوشیدن Mettre quelque chose پوشیدن چیزی/ قرار دادن چیزی مثال .Je mets une jupe car il fait chaud دامن پوشیدم چون هوا گرمه. Mettre quelque chose à quelqu’un چیزی رو به تن کسی کردن/ چیزی رو به کسی پوشاندن مثال . Sa mère lui a mis son manteau مادرش کاپشنشو بهش […]

دانلود کتاب بینوایان، اثر ویکتور هوگو

رمان بینوایان( les misérables) از جمله آثار ادبی مهم فرانسه محسوب می شود که الهام بخش بسیاری از تئاترها، رمان ها و فیلم های پس از خود بوده است. این کتاب بیان کننده ی وضعیت اجتماعی_ سیاسی فرانسه ی قرن نوزدهم است و مبین مفاهیمی فلسفی در باب زندگی انسان نظیر اخلاق، قضاوت، نوع دوستی، […]

, ,

کاربردها و معانی فعل soulever

Soulever بلند کردن/ بالا بردن/ مطرح کردن/ شوراندن/ برانگیختن/ به قیام واداشتن Soulever quelque chose بالا بردن چیزی/ مطرح کردن چیزی مثال: ?Pouvez_vous m’aider à soulever ce meuble می تونید کمکم کنید تا این وسیله رو بلند کنم؟ Soulever quelqu’un contre quelqu’un/ quelque chose برانگیختن کسی علیه کسی یا چیزی مثال: .L’armée a soulevé le […]

, ,

معنا و کاربردهای فعل Défendre

Défendre دفاع کردن/ محافظت کردن/ قدغن کردن Défendre quelqu’un/ quelque chose محافظت کردن/ دفاع کردن از کسی یا چیزی مثال Le comité universitaire défend les étudiants et leurs revendications کمیته ی دانشگاهی از دانشجویان و مطالباتشون محافظت می کنه. Défendre de quelque chose متوقف کردن و قدغن کردن چیزی مثال . Un bon pull défend […]

, ,

معنا و کاربردهای فعل Avouer

Avouer اقرار کردن/ اعتراف کردن/اذعان کردن Avouer quelque chose اقرار و اعتراف کردن/اظهار کردن مثال. J’avoue mon ignorance من اظهار بی اطلاعی می کنم. Avouer quelque chose à quelqu’un چیزی را به کسی اعتراف کردن/ اذعان داشتن چیزی به کسی مثال .Le criminel a avoué son crime aux policiers مجرم جرمش رو به پلیس ها […]

,

در کلاس وراندا چه گذشت؟ (جلسه ی هشتم)

Quel est ton sport préféré? کلاس را با مرور کاربرد و چگونگی استفاده از il y a و il n’y a pas شروع می کنیم. بازی جدید این طور است: هر کس باید از همکلاسی اش بپرسد در محله شان چه چیز وجود ندارد. درس امروز در مورد صفت های ملکی است. بچه ها باید […]

در کلاس وراندا چه گذشت؟ (جلسه ی ششم)

Quel est ton quartier idéal? اولین جلسه ی سال نود و هشت را در یک روز آفتابی از سر می گیریم. هنوز تعدادی از بچه ها در سفر اند اما نصف بیشتر همکلاسی ها در حال خوش و بش و گفتن تبریک سال جدید و ابراز دلتنگی اند. کلاس را با مرور آنچه تا پیش […]

, ,

معنا و کاربردهای فعل Destiner

Destiner اختصاص دادن/ مقدر کردن Destiner quelqu’un /quelque chose à quelqu’un/ quelque chose اختصاص دادن کسی یا چیزی به کسی یا چیزی مثال Les parents de Jean Pierre avaient destiné une somme à l’éducation de leur fils والدین ژان پیر میزان مبلغی را به تعلیم پسرشان اختصاص داده بودند. Destiner à + infinitif مقدر کردن […]

در کلاس وراندا چه گذشت؟ (جلسه ی پنجم)

Sois autocorrecteur! جلسه ی پایانی کلاس وراندا در سال نود و هفت را در عجیب ترین شکل آب و هوایی تهران تجربه کردیم. دو ساعت ابتدایی کلاس، آسمان صاف و آفتابی بود و می شد روشنی بهارِ در راه را که از پنجره های کلاسمان به داخل می آمد احساس کنیم و آنقدر از هوای […]