Déprimer quelqu’un
کسی را ضعیف یا افسرده کردن

مثال:
. La rentrée des classes peut déprimer les élèves

بازگشایی کلاس ها ممکن است دانش آموزان را افسرده کند.

Déprimer de+infinitif
افسر
ده کردن کسی از طریق چیزی

مثال:
Ça les déprime de devoir retourner à l’école.

مجبور شدن به بازگشتن به مدرسه آنها را افسرده خواهد کرد.

Déprimer que + subjonctif

مثال:
Cela peut aussi déprimer les professeurs que les vacances soient finies.
اینکه تعطیلات تمام می شود حتی معلم ها را هم ممکن است افسرده کند.

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید