Provenir
به دست آمدن/ ناشی شدن

Provenir de quelque part
از بخشی(بخشی از یک شهر یا یک کشور) به دست آمدن

مثال
.Ces dattes proviennent du Maroc
این خرماها از مراکش اند.( در مراکش تولید شده ان).

Provenir de quelque chose
از چیزی ناشی شدن

مثال
.Le succès de la pièce privient de son originalité
موفقیت این نمایش از اصالتش نشات می گیره.

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید