Appartenir à quelqu’un/ quelque chose
به کسی یا چیزی تعلق داشتن

مثال:
. cette voiture apparteint au bibliothécaire
این ماشین متعلق به کتابدار است.

Appartenir (forme impersonnelle) à quelqu’un de + infinitif
کاری بر عهده ی کسی بودن، چیزی وظیفه ی کسی بودن

مثال:
Il appartient aux étudiants de s’imformer des horaires des examens.
این وظیفه ی دانشجوهاست که از ساعات امتحان اطلاع کسب کنند.

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید